23 آبان 1397
شماره خبر: 204830

با اعضای شورا مهربان بودم اما مهری ندیدم

سپیدار‌آنلاین: گروه گفتگو

با اعضای شورا مهربان بودم اما مهری ندیدم


سنم خیلی قد نمیده اما از اونجایی که به فیلم و سینما علاقه بسیاری داشته و دارم فیلم های زیادی رو از ساخته های کارگردانان داخلی گرفته تا هالیوودی دیدم که اتفاقا زمانی که با آقای غفاری صحبت می کردم و حرف های اون رو شنیدم یاد فیلمی افتادم که سال ها پیش توسط هارولد کلایتون ساخته شده‌بوده چون تقریبا میشه گفت اگه ...
بد برداشت نکنن، داستان پنجه گربه شباهت بسیاری به تراژدی شهردار شدن منوچهر غفاری در فردیس داره چون همونطور که شهردار فردیس طی صحبت های خودش گفت، آخرین کاندید اولین انتخابات شهرداری شد اما یواش یواش همانند کابٍ ساده‌ی داستان ما که با اصرار برخی افراد،پذیرفت که وارد شهرداری بشه، بعد از مدتی با هشیار شدن و شناسایی بیشتر اطراف خود، امور را به صورت جدی به دست گرفت و از همون ابتدای کار شروع به پاکسازی شهرداری و مقابله با تمامی کارهای غیرقانونی کرد و با این اقدامات حتی دوستان او به دشمنان و یا منتقدانش تبدیل شدند. که البته نه تنها خودٍ شهردار بلکه بعضی ها هم گمان می کنند یکی از عمده دلایل مخالفت برخی افراد هم به خطر افتادن موقعیت و جایگاه خودشون بود. به هر حال یه روز سرد پاییزی رو در اتاق گرم شهردار فردیس گذروندیم که با 9 رای وارد شهرداری شد اما طی این گفت و گوی صمیمانه از مهربانی های شهردار و بی مهری های اعضای شورا تا پاکدستی و ضررهایی که در همین راه به منوچهر غفاری رسید، سخن به میان اومد که من و تیم تحریریه نشریه دوست من امیدوار هستیم تا از خوندن این مصاحبه لذت ببرید. گفتنیه که در این مصاحبه نام بعضی افراد هم توسط مصاحبه شوندگان برده می شود که آنها نیز در صورت تمایل می توانند با ما هم‌کلام شوند.

سوالات:
خودتون رو بیشتر معرفی کنید
متولد 1352 هستم تحصیلاتم کارشناسی ارشد رشته مهندسی عمران و متاهل و دارای دو فرزند یک دختر و یک پسر و ساکن فردیس هستم و از سال 82 به صورت رسمی وارد شهرداری شدم و به عنوان ناظر پروژه های عمرانی کارم رو در منطقه 3 سابق شهرداری کرج شروع کردم همچنین به عنوان مسئول واحد و سپس ریس اداره عمران و بعد معاون عمران و خدمات شهری این منطقه و بعد از آن به عنوان مدیر منطقه 10 کار کردم و از آنجا به حوزه شهرسازی کرج رفتم و به عنوان مدیر طرح های راهبردی و کاربردی شهرستان مشغول به فعالیت و نهایتا بعد از آنجا به عنوان معاون اجرایی و عمران شهری سازمان عمران و نوسازی شهرداری کرج معرفی شدم و از 7 شهریور 96 هم به عنوان سرپرست شهرداری و در نهایت به عنوان شهردار درخدمت شهروندان فردیس هستیم.

از روند ورودتون به شهرداری فردیس برامون بگید؟
روند ورود من به شهرداری در یک فضای عادی و معمولی از میان 27 نفر کاندید شهرداری بود. البته کمی تردید داشتم که این کار را انجام بدهم یا نه حتی جزو آخرین نفرهایی بودم که رزومه خود را ارسال کردم یعنی درواقع ساعت 6 بعد از ظهر یک شنبه ، آخرین روز دریافت رزومه ها تصمیم نهایی خود را گرفتم و رزومه خود را به شورا تقدیم کردم و وارد این فرایند 7 ،4 و 2 نفر شدیم . در ابتدا 9 رای آوردم در مرحله دوم 7 رای و در انتخاب نهایی با 9 رای انتخاب شدم. در فرایند انتخاب شهردار هیچ کار خاصی انجام ندادم و همواره سعی کردم صادقانه با توجه به شناخت نسبتا خوبی که به شهر فردیس داشتم آنچه رو که این سال ها تجربه کرده بودم و چیزی که در ذهنم بود ارائه کنم و البته فکر کنم از میان تمامی کاندیداها کامل ترین شناخت را به این شهر داشتم شاید همین موضوع هم تاثیرگذار بود زیرا در هر دو منطقه یک و دو کار کرده بودم یعنی در کل به شهر فردیس اشرافیت کاملی داشتم و دارم و فکر کنم یکی از دلایلی که اعضای شورا مد نظر داشتن این موضوع و بومی بودن بود که من در این مورد هم امتیاز سکونت در این شهر را داشتم. پس از اینکه کار را شروع کردیم به هر حال قابل پیش بینی بود کار بسیار سختی هست به دلیل اینکه کار در شهری بود که در آن هیچ زیرساختی وجود نداشت و می‌دونستم قرار هست برای این شهر یک شهرداری تاسیس و کار در آن آغاز بشه و شاید سختی کار زمانی دو چندان می شد که انتظارات و مطالبات مردمی بیشتر و بالا رفته بود و فکر می کردند زمانی که اینجا یک شهر مستقل بشه باید یک تحول عظیمی صورت بگیره و به یک باره شهر متحول بشه. روزی هم که ما کار را شروع کردیم حتی مکانی برای استقرار شهرداری و شورا وجود نداشت. ساختمان کنونی شهرداری« ساختمان منطقه 10سابق که بعدا به عنوان منطقه دو شناخته شد» اینجا مستقر بودند. دفاتر اعضای شورا اماده نبود اما با شروع فعالیت، در طبقه پایین همینجا کار براشون آماده شد و از همه اینها مهم تر پرسنل و نیروهایی بود که باید می امدند و کار ستادی انجام می دادند. این درحالی بود که تجربه کار ستادی در شهرداری فردیس وجود نداشت زیرا تمامی کسانی که در دو منطقه کار می کردند از نیروهای منطقه بودند و کار ستادی انجام نداده بودند و تمام کارهای ستادی که در کرج انجام می شد به یک باره منتقل شده بودند به اینجا و در قالب ستاد باید کار می‌شد. برای شخص من سخت بود زیرا هیچ معاون و ساختار ستادی وجود نداشت و من باید هم کارشناسی می کرم، هم کار معاونت ها رو انجام می دادم و هم شهردار می بودم. هم کار تاسیس و راه اندازی انجام می‌دادم که بسیار کار سخت و نفس گیری بود. درواقع ما اینجا از یک افتتاح حساب ساده که رفتیم برای وصول درآمد شروع کنیم از ما شناسه ملی می‌خواستند که باید می رفتیم درسازمان شهرداری ها خودمون روبه عنوان شهرداری ثبت می کردیم و سپس افتتاح حساب صورت می‌گرفت. درواقع برای اولین بار بود که این کار اتفاق می افتاد و کار کند می‌شد و سخت پیش می رفت در نهایت با مساعدت و تلاش همکاران، ما تونستیم از این فضا عبور کنیم و وضعیت شهرداری تثبیت شد. کار دشوار دیگر در ابتدای فعالیتمان این بود که هیچ بودجه و اعتباری نداشتیم حتی دوستان شورایی مرا متهم کردند به اینکه چرا بدون اخذ مصوبه ای از سوی شورا حقوق پرداخت کردم. نمی تونستم این کار رو نکنم. وسط سال بود و بودجه ای نبود. باید بودجه تدوین می کردیم؛ بودجه را به تصویب شورا می رساندیم که این فرایند 5 ماه طول کشید تا نهایتا توانستیم در اواخر دی ماه بودجه مصوب سال 96 را بگیریم یعنی زمانی برای کار دیگه وجود نداشت و ما یک بار تونستیم مناقصه بزاریم و کارهای عمرانی انجام بدیم. خیلی خلاصه سعی کردم بگم شرایط چقدر سخت بود و شاید اعضای شورا با انتظارات خود می خواستند به مردم بگویند با وردمان به شورا کار کردیم و مثبت قدم برداشتیم و شاید با این وضعیت اکنون شرایط به گونه ای پیش رفت که کار به تقابل و رو به رو یی کشیده شد.
نردبان یعنی چی؟
وسیله ای برای بالا رفتن
چه کسانی نردبان شدن تا شما بالا بیاین؟
هیچ کس
شما نردبان چه کسانی شدید بالا برن؟
نمیتونم بگم
فکر می کنید اگه الان رای گیری کنن چند نفر از اعضای شورا به شما رای میدن؟
سوال سختیه. اما قطعا رای نمیاوردم. بخاطر اینکه طی این مدت نسبت به هم شناخت پیدا کردیم. من یه اصولی برای خودم دارم که فکر می کنم کارهایی که تا الان انجام دادم کارهای درستی بوده و هست درصورتی که ممکن خیلی از کارهایی که من خودم برای آنها ارزش قائل هستم از نظر برخی از دوستان شورایی فاقد ارزش باشه و چنانچه تعیین ارزش ها ملاکی برای انتخاب باشه در واقع در انتخاب شاید در تضاد باشیم.
چقدر حقوق می گیرید؟
بسیار کم. زیرا الان ما رتبه ای نگرفتیم. رتبه شهرداری ما را رتبه یک محاسبه کردن و حقوق شهردار درواقع برمبنای رتبه شهرداری هست. و با توجه به همه این ها علی الحساب 7 میلیون بود که الان زیر 7 میلیون تومان شده.
بودجه سال 96 شهرداری فردیس چقدر بوده؟
70 میلیارد
این بودجه برای انجام برنامه هاتون کافیه؟
در واقع مبنای کار بودجه این هست که طبق میزان درآمد سال گذشته و سال های گذشته، درصد افزایش قابل پیش بینی اضافه می شود و نهایتا بر آن اساس بودجه شکل می گیرد و هزینه ها تعیین می شود بنا براین مقدار بودجه رو نمی تونیم بگیم کافی هست یا نه. وقتی شهرداری ها از دولت بودجه نمی گیرند و طبق درآمدی که جذب میکنه باید هزینه تعیین کنه پس کافی یا ناکافی بودن دست ما نیست که بخوایم ارزیابی کنیم. اما چنانچه بخواهیم اینجوری فرض کنیم که چقدر بودجه برای این شهر نیاز است من میگم در سال 10 برابر آنچه که الان داریم نیازه شهر است زیرا این شهر بسیار جای کار داره.
بند (پ) یعنی چی؟
سوال سختیه. این متاسفانه در همه جا وجود داره و آنچه که نظام ما و جامعه ما را تهدید میکنه توجه کردن به همین بند (پ) هست.

در شهرداری فردیس این بند رواج داره؟
قطعا در همه جا وجود داره و شهرداری هم بخشی بزرگی هست که این چیزها در اون وجود داره. اما من سعی کردم تو این موضوع خیلی کار بکنم و شاید یکی از آسیب هایی که الان من رو تهدید میکنه توجه کم من به این موضوع هست.
آیا از آشناها و یا اقوامتون در شهرداری مشغول به کارن؟
بله. از قدیم بودند و هستن.
پست به اونها دادید؟
پستشون رو ازشون گرفتیم متاسفانه؛
چرا متاسفانه؟
برادرم اینجا مدیر حراست بود و با آمدن من برای اینکه حرف و حدیثی نباشه از این پست رفت و این تاسف هم برای شخص ایشونه نه بخاطر خودم.
در شهرداری فردیس زیرمیزی رواج دارد؟
من اعتقاد دارم آدم برای مقابله با معضلات باید از خودش شروع بکنه و درواقع از راس باید این شروع بشه و اعتقاد دارم همه ما که مسئول هستیم باید از خودمون شروع بکنیم و من سعی کردم که به صورت 100 درصد این کار رو رعایت و با این کار مقابله کنم. و اینکه چقدر موفق بودم نیاز به یک کار سنجی و بررسی عمیق داره و دستگاه های نظارتی می توانند ورود کنن و نظارت داشته باشن ولی قطعا بعضی معضلات متاسفانه نه تنها در اینجا بلکه در همه جای جامعه ما وجود داره که برای رفع این مسئله و برای اصلاح و از بین بردنش بلند شیم.
ماشین شما چیه؟
قبل از شهردار شدنم اوپتیمای 2010 داشتم و الان هم همان ماشین رو دارم.
شما آدم دغدغه مندی هستید؟
بله
چقدر دغدغه رفع مشکلات شهروندان رو دارید؟
من چند تا هدف داشتم و برای رسیدن به اون اهداف سعی کردم تلاش بکنم؛ یکی اینکه در این شهر دارم زندگی می کنم و درواقع مشکلاتی که مردم با آنها رو به رو هستند رو درک می‌کنم. شاید یکی از مهم ترین دغدغه ها ساماندهی سیما و منظر شهری در چارچوب کالبدی هست که در طرح تفضیلی برای شهر دیده شده. متاسفانه شهر ما دو منطقه نسبتا متمایز از هم دارد. منطقه یک بیشتر بر اساس اصول شهرسازی توسعه یافته هرچند که اصول شاید خیلی صحیح هم نباشه بخاطر اینکه خیلی از بافت ها قبل از طرح تفضیلی اولیه شهر بوده اما متاسفانه بخش عمده ای از منطقه دو خارج از ضوابط شهرسازی توسعه پیدا کرده و توسعه ی بسیار شتاب زده ای داشته بخاطر اینکه ساخت و سازها عمدتا غیرمجاز بوده و بسیاری از بافت هایی که در محدوده شهری پر شده، متغایر با کاربری هست که در طرح تفضیلی براش دیده شده یعنی سرانه های خدماتی عمدتا الان پر شدن از بافت مسکونی ناپایدار و متراکم که این میتونه برای شهر آسیبی جدی باشه. من سال گذشته زمانی که زلزله ای اتفاق افتاد از زمانی که از خونه حرکت کردم تا برسم تووی منطقه تصورم این بود که این فضاهای ناپایدار شهری ویران شده اند. این برای من واقعا یک نگرانی جدی به شمار میره و شاید یکی از دغدغه های من این هست که هم جلوگیری بشه از این روند بی رویه ساخت و ساز و هم اینکه فکری برای این فضاهای ناپایدار بشه زیرا اگر زلزله ای یک روزی در این شهر بیاد قطعا یک فاجعه بسیار دردناکی اتفاق خواهد افتاد. موضوع ترافیک و توسعه شبکه معابری که در طرح دیده شده و ما الان مشاوری به کارگیری کردیم برای تهیه طرح جامع حمل و نقل هم باز خیلی جدی به آن فکر می کنیم.
گره از کار کسی باز کردن یعنی چی؟
خیلی وقت ها معتقدم کسانی که مسئولیت دارند می تونن به نوعی گره از کار کسی باز بکنن و این لذت بخشه؛ بخاطر اینکه کسی که مراجعه میکنه به مجموعه شهرداری باید تلاش کنیم که گره از مشکلاتش باز و با روی باز از اینجا برود. هر چند ما باید به این هم توجه داشته باشیم که مردم وقتی به این فکر می‌کنند که گره در کارشون افتاده برخی مواقع بازکردنش خیلی هم منطقی نیست زیرا ما در مجموعه شهری کارهایی داریم که شاید برای مردم اون کارها گره ای محسوب بشه و در زندگی شخصیش انتفاعی رو ببره اما این باز کردن گره ممکنه به بقیه مردم آسیب بزنه. بنابراین تمامی گره ها از نظر مردم منطقی نیست. اما از جهت رفع مشکل های اساسی و شهری باز کردن گره های مردم لذت بخش هم هست.
گره از کار کسی باز کردید؟
خیلی سعی کردم که این کار رو بکنم. در طول مدت فعالیتم در فردیس یک سری مشکلات وجود داشت و هنوز هم وجود داره به طور مثال گره بزرگی که در این شهر برای باز کردنش من ورود کردم و هنوز هم شاید 50 درصد راه را رفته باشم مشکل شهرک نازه. شهرک ناز و کسانی که در آنجا ساکن هستن بسیار وضعیت بدی دارند شهرداری به دلیل اینکه اونجا در تعهد شهرک ساز بودنه نمیتونه خدماتی ارائه کنه و الان ما ورود کردیم و آنجا را آسفالت،جدول و سایر اقدامات را به اونجا رسوندیم و همواره سعی کردیم کیفیت راه ها و خدمات ارائه شده رو ارتقا بدیم که البته بخشی از کار رو انجام دادیم اما احساس میکنم گره بزرگی که در رفت و آمد مردم وجود داشت باز شده اما باز کردن این گره صد درصدی درواقع نیاز به زمان و تعامل و البته همکاری خیلی از ارگان ها و نهادهای دولتی داره. همچنین بارها در شهر پیاده راه رفتم و با وجود دستفروشان می دیدیم که مردم نمی تونن به راحتی تردد داشته باشند هرچند به این هم فکر میکردیم اگر آنها را از اونجا جمع کنیم دچار مشکل برای تامین نیاز خود میشن و بخاطر همین اومدیم برای اونها جایی رو دیدیم که بتونن اونجا کاسبی کنن و معبر رو برای تردد شهروندان پاک کردیم و با دیدن رضایت در چشمان مردم خوشحال بودم.
رابطه تون با اعضای شورا چگونه است؟
من سعی کردم که همیشه در روابطم ادب و احترام رو رعایت کنم و روابط دوستانه ای داشته باشم هرچند که بی مهری هایی هم از طرف بعضی اعضا دیدم و تقریبا از هفته دوم کارم مخالفت بعضی از اعضا رو تا به امروز با خودم داشتم و فکر میکنم تا به هر زمانی که باشم بعضی از همین دوستان نمیخواهند با من همگام شوند ولی من سعی کردم که همیشه احترام به این دوستان رو فراموش نکنم.
سخت ترین کاری که تو شهرداری انجام دادید چیه؟
سکوت کردن دربرابر انتقادها و حرف های ناجوان مردانه ای که به ناحق میزنن سخته
سنگ بزرگی که درحال حاضر پیش روی شماست چیه؟
سنگ های بزرگ زیادی وجود داره. برای من یک معضلی که وجود داره اینه که هنوز نتونستم بین اعضای شورا برای انجام یک کار واحد یک اتفاق نظر و اجماعی رو ببینم. شاید این بزرگترین سنگی باشه که پیش پای شهرداریه چون نمیدونم اصلا برایند تفکر شورا چیه
شماام گره بازکن خوبی هستید، چرا نمیتونید گره شورا رو باز کنید؟
همه گره ها رو نمیشه باز کرد یعنی اینکه بعضی از گره ها باز نشدنی هستند و یا حداقلش اینه که من نمیتونم همه گره ها رو باز کنم.
بهونه یعنی چی؟
یعنی هرکسی که هدفی داره و میخواد به اون برسه از هر کاری برای رسیدن به اون کوتاهی نکنه و یا برعکسش برای نرسیدن شخصی به هدفی
تو شهرداری چه کسانی بهونه میگیرن؟
من در مراسم معارفه مدیران اعلام کردم که ما مجموعه شهرداری قبول کردیم این سختی ها و شرایط رو با حقوق کم بپذیریم و تحمل کنیم پس باید کار کنیم و هیچ بهونه ای نیاریم که من حقوقم کمه.
میگن زرنگ شدی یعنی چی؟
زرنگ از نظر من یعنی اینکه آدم دور و برش رو بیشتربشناسه. شاید در حوزه کاری من اینه که هر حرفی که دیگران میزنن رو باور نکنیم.
میگن شما زرنگ شدید. درسته؟
نه من از اول همین بودم
آیا این ضعف شماست که ساخت و ساز غیر مجاز دارید؟
ما اصلا در فردیس ساخت و ساز غیرمجاز نداریم. ببینید ساخت و ساز غیرمجاز در منطقه 10 سابق زیاد بود ولی من از روز اول سعی کردم که با جدیت تمام با این موضوع برخورد بکنم تا این نوع ساخت و ساز مهار بشه که شده. الان نیز ساخت و ساز غیرمجاز به این معنا که از کف بنا شروع به ساخت غیرمجاز بشه به هیچ وجه نداریم. لازمه بگم تا همین الان هیچ نوع ساخت و ساز غیرمجاز سفارش نکردم و سفارش هم نمیکنم حتی این سوال رو هم یکی از اعضای شورا از من پرسیده بود و در جواب هم گفتم وقتی ما ساخت و ساز غیر مجاز را سفارش نکنیم قطعا مشکل حل میشه اما این تا زمانی هست که سفارش پذیر نباشیم چون یکی از بزرگترین دغدغه های من هم همین موضوع بوده اما هیچ تضمینی نیست که بعد از من هم وضعیت به همین صورت بماند.
طی این مدت «یک ساله» چند پروژه عمرانی در فردیس آغاز به کار کرده و یا به بهره برداری رسیده؟
من هم خودم عمرانی هستم و هم تحصیلاتم و عمده کارم در حوزه عمران است و البته هم علاقه بسیار زیادی دارم به اینکه شهر توسعه ای با تفکر داشته باشه یعنی به این صورت نباشه که مثلا من لا به لای صحبت هام گفتم منطقه 10 ما توسعه شتاب زده ای داشته این توسعه در تمام بخش هایش بوده مثلا شبکه معابر ما بدون رعایت اصول فنی شکل گرفته. الان تو جریانی که میگید آبگرفتگی وجود داره اگر معابر و روش های هدایت آبهای سطحی درست بود ما نباید مشکلی دراین حوزه می داشتیم این نشون میده کار در گذشته به صورت مقطعی بوده کوچه و خیابان رو فقط برای همون منطقه بهش فکر کردن و ساماندهی و توسعه شهر با یک تفکر عمیق و دقیقی صورت نگرفته. درواقع تا به حال شاهد این بودم که خیلی اوقات،کاری که انجام میشه درست نیست مثلا زمانی که ما اومدیم در منطقه 10 در خیابان فرگاز که بعدا با نام شهید تهرانی مقدم شناخته شد، پی ریزی آسفالت رو شروع کنیم همه می گفتند روی همین آسفالت قدیمی آسفالت بریز بره اما من این رو قبول نکردم و میدونستم که اگر آسفالت بریزیم بعد دو یا سه سال بخاطر اینکه زیرسازی درستی نداشته دوباره ترک میخوره. ما اومدیم تا یک متر عمق نخاله و خاک دستی برداشت کردیم و زمان برد اما من خیلی راضی هستم و هروقت رد میشم از اونجا احساس خوبی دارم چون میدونم اون خیابون میتونه سال های سال بدون هیچ مشکلی به مردم سرویس بده الان هم اعتقاد دارم هر کار عمرانی باید درست انجام بشه. ممکنه که زمان بر باشه اما یک اصلی داریم در مهندسی ارزش که میگیم هزینه اولیه به مراتب بهتر از این هست که درطول بهره برداری ما هزینه کنیم و این هزینه ای مستمر و گزاف و آسیب رسان است.اما الان هم طی این یک سال گذشته به این دلیل در شهرداری نتونستیم پروژه خوبی داشته باشیم که به عنوان مثال در سال 96 اواخر دی ماه بودجه به ما ابلاغ شد و فقط یک بار تونستیم مناقصه برگزار کنیم که البته همان هم محدود شد به آسفالت و بهبود معابر و ... در سال 97 هم متاسفانه تقریبا با سه ماه تاخیر بودجه ابلاغ شد که احساس می کنم غرض ورزی در آن بود و بازهم با تاخیر تونستیم کار رو شروع کنیم. ما امسال خوشبتانه پروژه های خوبی تونستیم بگیریم اما متاسفانه امسال به رکود اقتصادی و تورم قیمت ها رو به رو شدیم و استقبالی برای اجرای پروژه های مطلوب هم از طرف پیمانکار نبود حتی بعضی از مناقصات رو سه بار تجدید کردیم ما مناقصه6 میلیارد تومن خرید آسفالت داشتیم، زمانی که اومدیم مناقصه رو برگزار کنیم پیمانکار حتی زمان عقد قرارداد گفت من حاضرم سپردم ضبط بشه اما انجام ندم. بخاطر این که آسفالت یک میلیون و 400 هزار تومانی شده بود سه و خرده ای. این ها باعث شد کار ما امسال رونق نداشته باشه. هر چند کارهای خوبی رو شروع کردیم که میتونه برای سال بعد خودش رو نشون بده. ما دو تا پارک بزرگ رو شروع کردیم و مثلا خیابان شمال نیروگاه یک مجموعه پروژه عمرانی هست که شامل احداث بلوار، پیاده راه و نوار سبز حاشیه که نوع کاملی هست و میتونه فضای شهری رو کامل متحول کنه و سال بعد خودش رو نشون بده. یا پارک حاشیه جاده شهریار پایین شهرک وحدت که سال ها مخروبه مونده بود تعیین تکلیف شد و ما اونجا هفت هزار مترپارک و فضای سبز ایجاد میکنیم و سرای محله که طراحی و مکان یابی رو انجام میدیم و نهایتا تا یک ماهه اینده برای مناقصه خواهد رفت و تا چندین ماه آینده چندین لکه فضای فرهنگی رو در شهر یکباره شروع میکنیم. از دیگر اقدامات نیز شروع طراحی ساختمان اداره منطقه دو و ارسال آن برای اجرای مناقصه و انتخاب پیمانکار است. بحث احداث ساختمان شورا نیز مکان یابی شده و درحال شروع است. در پروژه جاده کشتارگاه گره های خیلی عظیمی وجود داشت و متوجه شدیم جا به جایی پلاک های ثبتی بین شهریار و فردیس وجود داره که الان همپوشانی دارن و لازمه آن، کار کارشناسی سخت و نفس گیری هست و یک کمربندی هم وجود داره که از جاده شهریار نهایتا به بلوار بیات فلکه پنجم و شهرک ناز وصل و تا میدان مشکین دشت ادامه خواهد داشت. درآینده نیز باید برای اتصال فردیس به کرج در تقاطع راه آهن شیخ آباد امکانی برقرار بکنیم که در کل همه اینهاکارهایی هست که طراحی و یا اجرای آن شروع شده و نهایتا سال دیگه میتونیم نتیجه رو ببینیم.
گفته بودید برای رفع انتزاع فردیس از کرج باید مسئولان همکاری کنند، این کمک رو در چی می بینید؟
انتزاع یک موضوع بسیار پیچیده وخاصه؛ به عنوان مثال در کشور شاید برای موارد بسیار نادری اتفاق افتاده که یک شهر از دل یک شهر دیگه متولد بشه ما عکس این ادغام رو داشتیم اما به این شکل که انتزاع صورت بگیره نداشتیم و بخاطر همین موضوعات حقوقی بسیار پیچیده ای وجود داره بخاطر اینکه اینجاکارهایی نظیر کارهای پیمانکاری، مراودات اداری در حوزه شهرسازی، مالی، ارتباط با سایر دستگاه های دولتی و ... که در قالب دوتا منطقه انجام شده، تا تفکیک بشه زمان بر و بعضی از این موضوعات بسیار پیچیده است به دلیل اینکه هیچ مبنای درستی برای این کار وجود نداره تا بگیم وقتی شهری از شهر دیگری منتزع شد تمام بدهی هاش بره به شهر مرکزی یا بیاد توو دل شهر منتزع شده قرار بگیره. یا اموال، املاک یا دارایی هایی که داره به چه شکلی و براساس سرانه نفر یا مساحت باشه.
چقدر از اموال و دارایی فردیس، از کرج به این شهرستان منتقل شده؟
تمام املاکی که در فردیس هست به این شهرستان تعلق داره ولی اسناد اینها همچنان منتقل نشده و درخصوص پرسنل، پروژه های عمرانی، آتش نشانی صد درصد کارها انجام شده. شهرسازی و ارائه خدمات هم اینجا انجام میشه. اما درخصوص ماشین آلات و سازمان میادین متاسفانه هیچ اقدامی صورت نگرفته بخاطر اینکه اون هم یک فرایند طولانی داره
کدوم از مسئولان همکاری نمی کنند؟
یکی از علت کند پیش رفتن کار، عدم ثبات در مدیریت شهری کرج هست. ما درواقع با سه گروه وارد مذاکره شدیم و درواقع خیلی نمی شد تو این موضوع به قطعیت کار رو به سرانجام برسونیم چون اون طرف شهرداران تغییر می کردن. اما در هفته های اخیر با انتخاب شهردار جدید کرج، مطمین هستیم که فضا بهتر خواهد شد بخاطر اینکه ایشون خودشون تقریبا اشرافیت کامل به موضوع دارند. از بدنه شهرداری هستند؛ و هم فردیس و کرج رو کامل میشناسن و قطعا این موضوع می تواند کمک بکنه که این روند تسریع بشه.
تا حالا شده جلسه مهمی هم داشته باشید و به خاطر ترافیک به اون جلسه نرسید؟
بله خیلی اتفاق افتاده. ترافیک درواقع یکی از دغدغه های من بود و برای من هم اتفاق افتاده و با تمام وجود درک میکنم کسانی که در ترافیک گرفتار میشن چه حال بدی پیدا می کنن.
نظرتون در خصوص ترافیک پل فردیس چیه؟
پل فردیس در محدوده کرجه و محدوده ما از پل راه اهن شروع میشه. متاسفانه این اشتباه که پل فردیس رو متعلق به این شهرستان میدونن جهانی شده و همیشه با اعلام ترافیک کشور اشاره‌ای هم به این محل میشه. و فقط بدنامیش برای فردیس مونده.
شعار دادن یعنی چی؟
کاری که یک شخص، گروه یا حزب برای اینکه اعتماد مردم رو جلب کنن، رای اونها رو بگیرن یا بخوان رضایت مقطعی مردم رو داشته باشن و وعده ای رو که به تحقق اون اعتبار و اعتماد نداشته باشن رو شعار میگن.
اهل شعار دادن هستید؟
من سعی میکنم بیشتر به جای اینکه شعار بدم عمل کنم. شما هیچ وقت ندیدی من بگم میخوایم فلان کار رو بکنیم یا مثلا بگیم میخوایم شهر رو تا دو سال آینده تبدیل کنیم به بهشت برین. سعی می کنم حتی نسبت به ارباب رجوع هایی که مراجعه می کنند واقعیت رو بگم. حتی زمانی که برای درخواست اسفالت و جدول و ... مراجعه می کنن بهشون میگفتم نهایتا 6 ماه تا یک سال آینده این کار رو انجام میدم و اونها میگفتن ولی مدیر قبلی شما گفته بودن یک ماهه انجام میشه و من پاسخ میدادم اونها قول یک ماهه دادن اما یک سال گذشته و همچنان انجام ندادن پس این نشون میده که این همینجوری گفته یک ماه. ولی من سعی میکنم شعار ندم.
خبری مبنی بر راه اندازی بازارچه ای برای ساماندهی دستفروشان اعلام کردید چقدر موارد ایمنی در آن رعایت شده؟
ممکنه هر کاری که توو شهر انجام میشه چه عمرانی و چه خدماتی، در کنار انتفاعی که به عامه مردم میرسونه درواقع یک آسیب‌هایی هم برای بعضی از مردم داشته باشه حتی در اجرای پروژه‌های عمرانی مثلا وقتی در تقاطع های غیر همسطح وقتی یک پل ساخته میشه این انتفاعش برای اکثریت مردم هست که برای تسهیل رفت و آمد اکثریت مردم کار میکنه اما افت قیمت و مزاحمتی که برای املاک حاشیه ای داره یه آسیبه. درخصوص دستفروش هاهم همینه ما اومدیم معبر رو پاکسازی کردیم و برای عامه و اکثریت مردم خوبه ولی ممکنه برای عده ای مزاحمت هم داشته باشه مثلا برای ساکنین حاشیه اونجا از لحاظ ترافیکی و معضلات دیگری رو بوجود بیاره که این اجتناب ناپذیره و مجبور هستیم این کار رو انجام بدیم. درخصوص اینکه اونجا چقدر ایمن باشه سعی کردیم حداکثر ایمنی و حداکثر تسهیلات رو بوجود بیاریم ولی اینکه آیا خدایی نکرده اتفاقی میوفته یا نه اصلا قابل پیش بینی نیست مثل زندگی کردنی میمونه که ممکنه هر لحظه برای هر ادمی اتفاق بدی بیوفته پس ما نمیتونیم بگیم زندگی نکنیم چون ممکنه اتفاق بدی بیوفته. در بازارچه هم همینه اما به همکارانم گفتم که تمام تمهیدات لازم برای جلوگیری از وقوع حوادث ناگوار از جمله اطفاء حریق رو که فعلا یک واحد در بازارچه مستقر شدن پیش بینی شود که درحال حاضر برای اطفاء حریق تاسیسات لازم اونجا هست.
انتظارت مردم از شما چیه و شما چه انتظاراتی از مردم دارید؟
انتظارات مردم این بود که وقتی یک شهر مستقل میشه و هویت جدیدی پیدا میکنه قطعا ارائه خدمات متفاوت تر از چیزی باشه که در گذشته بود وقتی مردم خواستن اینجا شهر بشه پس به دنبال این بودن که خدمات بهتری دریافت کنن و اگر در دریافت این خدمات تغییراتی رو حس نکنن ممکنه دچار تردید بشن که این کار درست بوده یا نه و طبیعتا ما نمیتونستیم این تغییرات و به یکباره نشون بدیم هرچند که مردم حق دارن این مطالبات رو داشته باشن اما من فکر می کنم عامه و اکثر مردم این رو متوجه شدن و پذیرفتن که تغییرات باید تدریجی باشه و طبیعتا در یک بازه زمانی منطقی خودش و نشون میده. من نمیتنونم از مردم انتظاری داشته باشم. همین که مردم این شرایط رو تحمل می کنن همراه هستن و درک متقابلی از فضا دارن این برای من خیلی ارزش داره و خیلی خوشحال میشم که درواقع این درک بالا وجود داره و یک خواهش دارم اونم اینه که مردم فکر نکنن من مشکلات اونها رو نمیبینم یا درک نمیکنم. من توو این شهر دارم زندگی می کنم و به جزء جزء مشکلاتی که وجود داره اشرافیت دارم ولی اینکه تا چقدر می‌تونیم اینها رو حل کنیم نیاز به زمان داره و می‌تونیم با هم همراه باشیم برای رفع این مشکلات.
کار ستادی یعنی چی؟
آیا اعتقادی به کار ستادی دارید؟ کار ستادی کاری هست که درواقع با همفکری و کار گروهی برای رسیدن به یک هدف انجام بشه خب قاعدتا من هم خیلی به کار ستادی اهمیت میدم و اینکه همه کارها به حوزه خاص متمرکز نشه و شخص محوری نباشه و درواقع اینکه کاری که داره انجام میشه هم بارش و هم برآیند تفکراتی که بوجود میاد برای پیشبرد اهداف مجموعه به خوبی انجام بشه کار ستادی محسوب میشه.
میگن پول بزرگی میاره، درسته؟
نه فکر نمیکنم. به نظر من نه تنها پول بزرگی نمیاره بلکه بعضی اوقات حقارت هم میاره بخاطر اینکه کسانی که برای حقارت و خرد کردن دیگران و برای به رخ کشیدن خودشون و اینکه بگن ما قدرتمند هستیم با پول کاری رو انجام میدن خودشون رو حقیر نشون دادن و به نظر من بزرگی در وجود و شخصیت آدم هاست. ممکنه یک آدمی ندار باشه اما بزرگ باشه و به طور متقابل ممکن هم هست آدمی خیلی پولدار باشه اما خیلی حقیر باشه.
میگن پول تو شهرداریه و شهرداری بزرگه!
نه . پول دست شهرداری نیست. شهرداری وظایف بسیار مختلف و متعددی رو داره و باید برای اونها هزینه کنه نه برای ایکنه خودش رو بزرگ جلوه بده و این به نظر من تعریف درستی نیست.
ارزش گذاری در کار یعنی چی؟
من اعتقاد دارم که باید بگیم چه کسی برای کار ارزش گذاری میکنه از منظر خودش به یک کار نگاه کنه و باید ببینیم در بین عامه مردم کار ارزشمند هست یا نه
ارزش کار شما و همکارانتون چقدره؟
اکثر همکارای من کارهای با ارزشی انجام دادند. توو این مدت با تمام سختی ها مشقت ها کنار اومدن تا بتونن بالاترین خدمت رو ارائه کنن حتی اگر اون خدمتی که تا الان انجام شده بخاطر شرایط حاکم مورد رضایت اکثریت نشده باشه. اینجا جا داره از همه همکارانم در شهرداری تشکر ویژه کنم و یک خداقوت بهشون بگم.
ایا شورا و مردم ارزش کار شما رو میدونن؟
اینکه شورا ارزش کار من رو میدونه یا نه باید بگم سوال سختیه و من نمیتونم جواب بدم و شما باید از دوستان بپرسید ارزش این کارها رو می دونن یا نه؟
با چند رنگ خودکار امضاء می کنید؟
فقط یک رنگ . آبی
یعنی جدا یک رنگید؟
بله
یکرنگی رو توو شهرداری چطور معنا می‌کنید؟
یعنی اینکه آدم تقریبا با همه یک جوربرخورد کنه و تضاد، خیلی زیاد و محسوس نباشه هرچند که کار بسیار سختیه
دقیقه نود یعنی چی؟
(خنده) من فوتبالی نیستم
کار دقیقه نودی تا به حال انجام دادید؟
متاسفانه تو کشورما خیلی از کارها دقیقه نودی انجام میشه مثلا درخصوص پروژه های عمرانی میبینید که بار سنگین کار در لحظات اخر که می‌خواد به افتتاح برسه انجام میشه ولی تو کار سیاسی اگه مد نظرتون هست من خیلی بهش اعتقادی ندارم. در کارهای اجرایی انجام دادم و نتیجه خوبی داشته
نظرتون درمورد کلماتی که میگم چی هست؟
تابلوهای بریده فردیس(خنده) یعنی اینکه ما احترام بزاریم به نظر و خواسته مردم و مراعات نکنیم که این تابلو مال چه کسی هست؟ اگر تابلو غیر مجازه برای هر کسی که هست باید بریده بشه
بدهی شهرداری یعنی کاری که انجام دادید و بدون اینکه فکر کنید منابعش رو می‌تونید تامین کنید یا نه
قول میدید فکر کنید و شهرداری رو بدهکار نکنید؟
تا الان دقیقا این رو رعایت کردم و انضباط مالی خوبی رو تا الان داشتیم
پیمانکاران شهرداری کسانی هستند که در حوزه های مختلف کار اجرا انجام میدن و اگه پیمانکار خوبی باشه میتونه به شهرداری کمک کنه و اگه پیمانکار ضعیف باشه میتونه اسیب برسونه
نیروهای مامور این اصطلاح رو متاسفانه فضای شورا و شهرداری به کار بردن و اون هم برگرفته از اتفاق انتزاع فردیس هست و نیروی مامور کسی هست که از جایی به جای دیگر برای ارائه کار میاد و یک موضوع کاملا طبیعی هست مخصوصا در کرج و فردیس که یک عده ای با حفظ جایگاه استخدامی خود در شهرداری کرج الان درفردیس دارن کار میکنن
نظرتون درمورد نفراتی که میگم چیه
ابوالفضل اینانلو: یک مدیر و سیاستمدار با اخلاق
حجت الاسلام دکتر ایمانی: فردی دلسوز و بسیار شفاف
ملیحه اکبری: تنها بانوی عضو شورا
اگر فکر کنیم که شما خبرنگار هستید و هفته بعد مصاحبه شونده ما مجتبی قاسمی چه سوالاتی ازش می‌پرسید؟
1- آیا شما اعتقاد دارید که در شهر کاری که انجام میشه باید اتحاد عام رو ببینیم و نه اینکه توجه به نظر یک شخص باشه؟ 2- به نظر شما آیا بعضی از کارهای فرهنگی که در شهر انجام میشه هدفدار هست یا نه؟
از اینکه شهردار فردیس هستید رضایت دارید ؟
تقریبا میتونم بگم با تمام ظرفیت راه بسیار سختی رو پشت سر گذاشتم و روز و شب نداشتم. به جرعت می‌تونم بگم من 12 ساعت با احتساب تعطیلات مستمر کار میکردم حتی بعضی از روزها که شب میرفتم خونه بچه هام خواب بودن و صبح هم که میرفتم خواب بودن. یعنی حتی در حق خانوادم هم به نوعی ظلم کردم. سعی کردم با تمام وجودم کار کنم تا اوضاع تثبیت بشه الانم نظر من این هست که بیش از 95 درصد به اون اهدافی که داشتیم رسیدیم.ولی می تونست خیلی بیشتر از این هم باشه اگر همراهی و همدلی در شورا و شهرداری وجود داشت.
نظرتون درمورد مصاحبه چیه؟
خوب بود و نسبتا متفاوت تر از سوالاتی بود که تا حالا از من پرسیده شده هرچند که بعضی از سوالاتتون نکته سنج ، ظریف و هدفدار بود و با یک سوال ساده دنبال جواب پیچیده ای بودید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد امنیتی: *
عکس خوانده نمی شود